königlich

Aussprache: /ˈkøːnɪklɪç/
Worttrennung: kö·nig·lich
صفت

سلطنتی / شاهانه

Bedeutungen

1

مربوط به پادشاه یا ملکه؛ متعلق به سلطنت؛ شاهانه.

  • Das Schloss diente als königliche Residenz.قلعه به عنوان اقامتگاه سلطنتی عمل می‌کرد.
  • Sie trug ein königliches Diadem.او یک تاج سلطنتی بر سر داشت.
  • Der königliche Hofstaat war beeindruckend.دربار سلطنتی چشمگیر بود.
2

بسیار باشکوه، عالی، فوق‌العاده (به صورت اغراق‌آمیز یا برای توصیف چیزی که شایسته پادشاه است).

  • Das war ein königliches Festmahl!این یک ضیافت شاهانه بود!
  • Er hat sich heute königlich amüsiert.او امروز به طرز فوق‌العاده‌ای سرگرم شد.
  • Diese Aussicht ist einfach königlich.این منظره به سادگی شاهانه (فوق‌العاده) است.