können

Aussprache: /ˈkœnən/
Worttrennung: kön·nen
فعل

توانستن، قادر بودن، بلد بودن، اجازه داشتن

Bedeutungen

1 mit Infinitiv

توانستن، قادر بودن (کاری را انجام دادن).

  • Ich kann schwimmen.من می‌توانم شنا کنم.
  • Sie konnte die Aufgabe nicht lösen.او نتوانست مسئله را حل کند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas können)

بلد بودن (زبان، مهارت).

  • Er kann drei Sprachen.او سه زبان بلد است.
  • Kannst du das?آیا این را بلدی؟
3 mit Infinitiv

اجازه داشتن (کاری را انجام دادن).

  • Du kannst jetzt gehen.تو الان می‌توانی بروی.
  • Können wir hier parken?آیا ما می‌توانیم اینجا پارک کنیم؟