mitkönnen

Aussprache: /ˈmɪtˌkœnən/
Worttrennung: mit·kön·nen
فعل

توانستن همراه بودن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

توانایی یا امکان همراهی کردن یا شرکت کردن در کاری را داشتن.

  • Kannst du heute Abend mit zur Feier mitkommen?آیا می‌توانی امشب با ما به جشن بیایی؟
  • Leider kann ich nicht mit, ich habe schon andere Pläne.متاسفانه من نمی‌توانم بیایم، من از قبل برنامه‌های دیگری دارم.