weiterkönnen
توانستن ادامه دادن، قادر بودن به ادامه دادن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
توانایی ادامه دادن یک فعالیت، مسیر یا پیشرفت در کاری را داشتن.
- Nach der Verletzung konnte er endlich wieder weitergehen.پس از مصدومیت، او سرانجام توانست دوباره به راه رفتن ادامه دهد.
- Wir sind schon weit gekommen, aber wir können noch weiter.ما خیلی پیش رفتهایم، اما هنوز میتوانیم ادامه دهیم.