können
توانستن، قادر بودن، بلد بودن، اجازه داشتن
Bedeutungen
1
mit Infinitiv
توانستن، قادر بودن (کاری را انجام دادن).
- Ich kann schwimmen.من میتوانم شنا کنم.
- Sie konnte die Aufgabe nicht lösen.او نتوانست مسئله را حل کند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas können)
بلد بودن (زبان، مهارت).
- Er kann drei Sprachen.او سه زبان بلد است.
- Kannst du das?آیا این را بلدی؟
3
mit Infinitiv
اجازه داشتن (کاری را انجام دادن).
- Du kannst jetzt gehen.تو الان میتوانی بروی.
- Können wir hier parken?آیا ما میتوانیم اینجا پارک کنیم؟