mitkönnen
توانستن همراه بودن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
توانایی یا امکان همراهی کردن یا شرکت کردن در کاری را داشتن.
- Kannst du heute Abend mit zur Feier mitkommen?آیا میتوانی امشب با ما به جشن بیایی؟
- Leider kann ich nicht mit, ich habe schon andere Pläne.متاسفانه من نمیتوانم بیایم، من از قبل برنامههای دیگری دارم.