körbeweise
سبدی، در سبدهای زیاد، به مقدار زیاد
Bedeutungen
1
به مقداری که در سبدها جا میشود یا به صورت سبدهای متعدد.
- Die Früchte wurden körbeweise verkauft.میوهها به صورت سبدی فروخته شدند.
- Sie brachte körbeweise Blumen vom Markt mit.او سبدهای زیادی گل از بازار آورد.
- Die Ernte fiel so reichlich aus, dass sie körbeweise abtransportiert wurde.محصول آنقدر زیاد بود که به صورت سبدی حمل شد.