ankörnen

Aussprache: /ˈankœrnən/
Worttrennung: an·kör·nen
فعل

علامت‌گذاری (فلز)، طعمه دادن (حیوانات)

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas ankörnen)

ایجاد یک فرورفتگی یا علامت کوچک روی ماده‌ای (معمولاً فلز) برای تسهیل شروع سوراخکاری با مته.

  • Bevor du bohrst, musst du das Metall ankörnen.قبل از اینکه مته بزنی، باید فلز را علامت‌گذاری کنی.
  • Der Handwerker körnte die Stelle an, wo er bohren wollte.صنعتگر جایی را که می‌خواست مته بزند، علامت‌گذاری کرد.
2 Akkusativ (ein Gebiet/einen Baum ankörnen)

قرار دادن طعمه یا غذا در مکانی برای جذب حیوانات وحشی (معمولاً برای شکار یا مشاهده).

  • Die Jäger haben die Lichtung angekörnt, um Wild anzulocken.شکارچیان بیشه را طعمه‌گذاری کرده بودند تا حیوانات وحشی را جذب کنند.
  • Man muss den Wald gut ankörnen, damit die Tiere kommen.باید جنگل را خوب طعمه‌گذاری کرد تا حیوانات بیایند.