ankörnen
علامتگذاری (فلز)، طعمه دادن (حیوانات)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas ankörnen)
ایجاد یک فرورفتگی یا علامت کوچک روی مادهای (معمولاً فلز) برای تسهیل شروع سوراخکاری با مته.
- Bevor du bohrst, musst du das Metall ankörnen.قبل از اینکه مته بزنی، باید فلز را علامتگذاری کنی.
- Der Handwerker körnte die Stelle an, wo er bohren wollte.صنعتگر جایی را که میخواست مته بزند، علامتگذاری کرد.
2
Akkusativ (ein Gebiet/einen Baum ankörnen)
قرار دادن طعمه یا غذا در مکانی برای جذب حیوانات وحشی (معمولاً برای شکار یا مشاهده).
- Die Jäger haben die Lichtung angekörnt, um Wild anzulocken.شکارچیان بیشه را طعمهگذاری کرده بودند تا حیوانات وحشی را جذب کنند.
- Man muss den Wald gut ankörnen, damit die Tiere kommen.باید جنگل را خوب طعمهگذاری کرد تا حیوانات بیایند.