körnen
دانهدار کردن، دانهپاشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas körnen)
چیزی را به شکل دانه یا گرانول درآوردن یا تبدیل کردن.
- Das Mehl wird zu feinen Körnern gekörnt.آرد به دانههای ریز تبدیل میشود.
- Der Prozess körnt das Salz für die weitere Verarbeitung.این فرآیند نمک را برای پردازش بیشتر دانهبندی میکند.