körnen

Aussprache: /ˈkœʁnən/
Worttrennung: kör·nen
فعل

دانه‌دار کردن، دانه‌پاشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas körnen)

چیزی را به شکل دانه یا گرانول درآوردن یا تبدیل کردن.

  • Das Mehl wird zu feinen Körnern gekörnt.آرد به دانه‌های ریز تبدیل می‌شود.
  • Der Prozess körnt das Salz für die weitere Verarbeitung.این فرآیند نمک را برای پردازش بیشتر دانه‌بندی می‌کند.