körperbetont

Aussprache: /ˈkœʁpɐbəˌtoːnt/
Worttrennung: kör·per·be·tont
صفت

تنگ، چسبان (لباس)، با تماس فیزیکی زیاد (ورزش)

Bedeutungen

1

لباسی که به بدن می‌چسبد و فرم بدن را نمایان می‌کند.

  • Sie trug ein enges, körperbetontes Kleid.او یک لباس تنگ و چسبان پوشیده بود.
  • Der Designer ist bekannt für seine körperbetonten Schnitte.این طراح به برش‌های چسبان خود مشهور است.
  • Das Oberteil ist körperbetont und betont die Taille.این بلوز چسبان است و کمر را برجسته می‌کند.
2

در ورزش، به فعالیتی اطلاق می‌شود که نیاز به تماس فیزیکی زیاد یا نزدیکی بدنی بین بازیکنان دارد.

  • Rugby ist ein sehr körperbetonter Sport.راگبی ورزشی بسیار با تماس فیزیکی زیاد است.
  • Der Trainer achtet auf eine gute körperbetonte Verteidigung.مربی به یک دفاع نزدیک و فیزیکی خوب توجه می‌کند.
  • Im Basketball gibt es oft körperbetonte Zweikämpfe.در بسکتبال اغلب نبردهای فیزیکی نزدیک وجود دارد.