körperbetont
تنگ، چسبان (لباس)، با تماس فیزیکی زیاد (ورزش)
Bedeutungen
1
لباسی که به بدن میچسبد و فرم بدن را نمایان میکند.
- Sie trug ein enges, körperbetontes Kleid.او یک لباس تنگ و چسبان پوشیده بود.
- Der Designer ist bekannt für seine körperbetonten Schnitte.این طراح به برشهای چسبان خود مشهور است.
- Das Oberteil ist körperbetont und betont die Taille.این بلوز چسبان است و کمر را برجسته میکند.
2
در ورزش، به فعالیتی اطلاق میشود که نیاز به تماس فیزیکی زیاد یا نزدیکی بدنی بین بازیکنان دارد.
- Rugby ist ein sehr körperbetonter Sport.راگبی ورزشی بسیار با تماس فیزیکی زیاد است.
- Der Trainer achtet auf eine gute körperbetonte Verteidigung.مربی به یک دفاع نزدیک و فیزیکی خوب توجه میکند.
- Im Basketball gibt es oft körperbetonte Zweikämpfe.در بسکتبال اغلب نبردهای فیزیکی نزدیک وجود دارد.