kören
انتخاب کردن (برای تولید مثل، بر اساس ویژگیهای نژادی)، برگزیدن، گزینش کردن
Beispiele
- Zunächst wurden alle vier Bullen erfolgreich von Jost Grünhaupt, Zuchtleiter beim Landesbetrieb Landwirtschaft Hessen, ''gekört.ابتدا هر چهار گاو نر با موفقیت توسط یوست گرونهاوپت، مدیر پرورش در اداره کشاورزی ایالت هسن، 'انتخاب شدند'.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را به عنوان بهترین یا مناسبترین انتخاب کردن، برگزیدن (اغلب در زمینههای رسمی، ادبی یا قدیمی).
- Das Volk kor ihn zu seinem König.مردم او را به پادشاهی خود برگزیدند.
- Die Jury kört den Sieger des Wettbewerbs.هیئت داوران برنده مسابقه را انتخاب میکند.