küßten

Aussprache: /ˈkʏstn̩/
Worttrennung: küß·ten
Wort

بوسیدند (گذشته فعل)

Bedeutungen

1 Akkusativ

ابراز محبت عمیق و صمیمانه از طریق بوسیدن، اغلب در زمینه‌های ادبی یا رسمی

  • Er küsste die Hand der Dame als Zeichen tiefsten Respekts.او دست بانوی را به نشانه عمیق‌ترین احترام بوسید.
  • Die Kinder küssten ihre Mutter zum Abschied auf die Wange.بچه‌ها هنگام خداحافظی گونه مادرشان را بوسیدند.
2 Akkusativ

لمس کردن یا برخورد کردن با نرمی و لطافت، اغلب به صورت استعاری برای توصیف تماس ملایم

  • Die sanften Wellen küssten den Strand.امواج ملایم ساحل را نوازش می‌کردند.
  • Der Wind küsste ihre Haut mit einer kühlen Brise.باد پوست او را با نسیمی خنک لمس کرد.