küßten
بوسیدند (گذشته فعل)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ابراز محبت عمیق و صمیمانه از طریق بوسیدن، اغلب در زمینههای ادبی یا رسمی
- Er küsste die Hand der Dame als Zeichen tiefsten Respekts.او دست بانوی را به نشانه عمیقترین احترام بوسید.
- Die Kinder küssten ihre Mutter zum Abschied auf die Wange.بچهها هنگام خداحافظی گونه مادرشان را بوسیدند.
2
Akkusativ
لمس کردن یا برخورد کردن با نرمی و لطافت، اغلب به صورت استعاری برای توصیف تماس ملایم
- Die sanften Wellen küssten den Strand.امواج ملایم ساحل را نوازش میکردند.
- Der Wind küsste ihre Haut mit einer kühlen Brise.باد پوست او را با نسیمی خنک لمس کرد.