kühlschrankgroß
به اندازه یخچال
Bedeutungen
1
اندازهای که با اندازه یک یخچال معمولی مقایسه میشود؛ معمولاً بزرگ.
- Die neue Stereoanlage war kühlschrankgroß.سیستم استریوی جدید به اندازه یخچال بزرگ بود.
- Er kaufte einen kühlschrankgroßen Fernseher.او یک تلویزیون به اندازه یخچال خرید.
- Die Skulptur war fast kühlschrankgroß und nahm viel Platz ein.مجسمه تقریباً به اندازه یخچال بود و فضای زیادی را اشغال میکرد.