kühlschrankgroß

Aussprache: /ˈkyːlʃʁaŋkˌɡʁoːs/
Worttrennung: kühl·schrank·groß
صفت

به اندازه یخچال

Bedeutungen

1

اندازه‌ای که با اندازه یک یخچال معمولی مقایسه می‌شود؛ معمولاً بزرگ.

  • Die neue Stereoanlage war kühlschrankgroß.سیستم استریوی جدید به اندازه یخچال بزرگ بود.
  • Er kaufte einen kühlschrankgroßen Fernseher.او یک تلویزیون به اندازه یخچال خرید.
  • Die Skulptur war fast kühlschrankgroß und nahm viel Platz ein.مجسمه تقریباً به اندازه یخچال بود و فضای زیادی را اشغال می‌کرد.