kühn

Aussprache: /kyːn/
Worttrennung: kühn
صفت

شجاع، دلیر، گستاخانه (در مورد ایده یا عمل)

Bedeutungen

1

شجاع، دلیر، نترس؛ آماده برای پذیرش خطر یا مواجهه با موقعیت‌های دشوار.

  • Der Bergsteiger unternahm eine kühne Besteigung des höchsten Gipfels.کوهنورد صعودی جسورانه به بلندترین قله را آغاز کرد.
  • Es erforderte kühne Soldaten, um die feindliche Stellung einzunehmen.برای تصرف مواضع دشمن، سربازان شجاعی لازم بود.
  • Sie traf eine kühne Entscheidung, die ihr Leben veränderte.او تصمیمی جسورانه گرفت که زندگی‌اش را تغییر داد.
2

جسورانه، بی‌پروا، گاهی با ریسک بالا یا خارج از عرف؛ در مورد ایده‌ها، طرح‌ها یا اقدامات.

  • Das war eine kühne Vision für die Zukunft der Stadt.این یک چشم‌انداز جسورانه برای آینده شهر بود.
  • Sein kühner Vorschlag wurde zunächst kritisch betrachtet.پیشنهاد جسورانه او در ابتدا با دید انتقادی نگریسته شد.
  • Die kühne Architektur des Gebäudes zog viele Blicke auf sich.معماری جسورانه ساختمان توجه بسیاری را به خود جلب کرد.