kündbar

Aussprache: /ˈkʏntbaːɐ̯/
Worttrennung: künd·bar
صفت

قابل فسخ، قابل لغو، قابل اخراج

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان آن را با رعایت شرایط و مهلت‌های قانونی یا قراردادی، فسخ، لغو یا پایان داد (مانند قراردادها، اشتراک‌ها، یا روابط کاری).

  • Der Mietvertrag ist mit einer Frist von drei Monaten kündbar.قرارداد اجاره با مهلت سه ماهه قابل فسخ است.
  • Viele Handyverträge sind heute nicht mehr sofort kündbar.بسیاری از قراردادهای تلفن همراه امروزه فوراً قابل فسخ نیستند.
  • Die Anstellung ist befristet und somit nicht kündbar.استخدام موقت است و بنابراین قابل فسخ نیست.