künsteln
مصنوعی کردن, ساختگی کردن, اغراق کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
رفتار یا بیان تصنعی و غیرطبیعی داشتن، ساختگی عمل کردن، اغراق کردن در چیزی.
- Sein Lachen klang gekünstelt und nicht echt.خندهاش تصنعی و غیرواقعی به نظر میرسید.
- Sie versuchte, ihre Gefühle zu verbergen, aber es wirkte gekünstelt.او سعی کرد احساساتش را پنهان کند، اما ساختگی به نظر میرسید.