kürbisförmig

Aussprache: /ˈkʏʁbɪsfɔʁmɪç/
Worttrennung: kür·bis·för·mig
صفت

کدو تنبل شکل

Bedeutungen

1

چیزی که شکلی شبیه به کدو تنبل دارد؛ معمولاً گرد و کمی پهن با شیارهای مشخص.

  • Der Tisch hatte eine große, kürbisförmige Platte.میز صفحه‌ای بزرگ و کدو تنبل شکل داشت.
  • Sie schnitzte eine kürbisförmige Laterne für Halloween.او برای هالووین یک فانوس کدو تنبل شکل تراشید.
  • Das Gebäude hatte eine ungewöhnliche, fast kürbisförmige Kuppel.ساختمان گنبدی غیرمعمول و تقریباً کدو تنبل شکل داشت.