kürbisgroß

Aussprache: /ˈkʏʁbɪsˌɡʁoːs/
Worttrennung: kür·bis·groß
صفت

به بزرگی کدو تنبل

Bedeutungen

1

بسیار بزرگ، به اندازه‌ای که بتوان آن را با یک کدو تنبل غول‌پیکر مقایسه کرد.

  • Der Hund war riesig, fast kürbisgroß.سگ غول‌پیکر بود، تقریباً به بزرگی کدو تنبل.
  • Sie trug eine Tasche mit sich, die kürbisgroß aussah.او کیفی را حمل می‌کرد که به نظر می‌رسید به بزرگی کدو تنبل است.
  • Der Ballon war so groß wie ein Kürbis.بادکنک به بزرگی یک کدو تنبل بود.