kürbisgroß
به بزرگی کدو تنبل
Bedeutungen
1
بسیار بزرگ، به اندازهای که بتوان آن را با یک کدو تنبل غولپیکر مقایسه کرد.
- Der Hund war riesig, fast kürbisgroß.سگ غولپیکر بود، تقریباً به بزرگی کدو تنبل.
- Sie trug eine Tasche mit sich, die kürbisgroß aussah.او کیفی را حمل میکرد که به نظر میرسید به بزرگی کدو تنبل است.
- Der Ballon war so groß wie ein Kürbis.بادکنک به بزرگی یک کدو تنبل بود.