kurz

Aussprache: /kʊrts/
Worttrennung: kurz
صفت

کوتاه، مختصر

Bedeutungen

1

دارای طول، مسافت یا مدت زمان کم.

  • Der Rock ist sehr kurz.دامن خیلی کوتاه است.
  • Wir hatten nur einen kurzen Aufenthalt in Paris.ما فقط اقامت کوتاهی در پاریس داشتیم.
  • Bitte fassen Sie sich kurz.لطفاً مختصر صحبت کنید.
2

مختصر، فشرده، بدون جزئیات زیاد.

  • Er gab eine kurze Zusammenfassung des Buches.او خلاصه‌ای کوتاه از کتاب ارائه داد.
  • Die Nachricht war kurz und bündig.پیام کوتاه و مختصر بود.
  • Ich brauche nur eine kurze Antwort.من فقط به یک پاسخ کوتاه نیاز دارم.
3

در اصطلاحات خاص مانند 'kurz vor' (در آستانه، نزدیک به).

  • Er war kurz vor dem Ziel.او در آستانه رسیدن به هدف بود.
  • Wir sind kurz vor Weihnachten.ما نزدیک به کریسمس هستیم.
  • Das Konzert war kurz nach Mitternacht zu Ende.کنسرت کمی بعد از نیمه‌شب به پایان رسید.