kürzertreten

Aussprache: /ˈkʏrtsɐˌtreːtn̩/
Worttrennung: kür·zer·tre·ten
فعل

کاهش دادن فعالیت، صرفه‌جویی کردن، کمتر کار کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

فعالیت‌های خود را کاهش دادن، کمتر کار کردن یا کمتر تلاش کردن، معمولاً به دلیل نیاز به استراحت، بیماری، سن بالا یا تغییر اولویت‌ها.

  • Nach dem Herzinfarkt musste er kürzertreten.او مجبور شد بعد از سکته قلبی فعالیت‌هایش را کاهش دهد.
  • Mit 70 Jahren tritt der Unternehmer kürzer und widmet sich seinen Hobbys.این کارآفرین در سن ۷۰ سالگی کمتر کار می‌کند و به سرگرمی‌هایش می‌پردازد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

هزینه‌ها را کاهش دادن یا در مصرف چیزی صرفه‌جویی کردن؛ کمتر خرج کردن.

  • Wegen der hohen Inflation müssen wir alle kürzertreten.به دلیل تورم بالا، همه ما باید صرفه‌جویی کنیم.
  • Sie trat beim Kauf neuer Kleidung kürzer, um Geld für den Urlaub zu sparen.او برای پس‌انداز پول برای تعطیلات، در خرید لباس‌های نو صرفه‌جویی کرد.