kürzertreten
کاهش دادن فعالیت، صرفهجویی کردن، کمتر کار کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
فعالیتهای خود را کاهش دادن، کمتر کار کردن یا کمتر تلاش کردن، معمولاً به دلیل نیاز به استراحت، بیماری، سن بالا یا تغییر اولویتها.
- Nach dem Herzinfarkt musste er kürzertreten.او مجبور شد بعد از سکته قلبی فعالیتهایش را کاهش دهد.
- Mit 70 Jahren tritt der Unternehmer kürzer und widmet sich seinen Hobbys.این کارآفرین در سن ۷۰ سالگی کمتر کار میکند و به سرگرمیهایش میپردازد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
هزینهها را کاهش دادن یا در مصرف چیزی صرفهجویی کردن؛ کمتر خرج کردن.
- Wegen der hohen Inflation müssen wir alle kürzertreten.به دلیل تورم بالا، همه ما باید صرفهجویی کنیم.
- Sie trat beim Kauf neuer Kleidung kürzer, um Geld für den Urlaub zu sparen.او برای پسانداز پول برای تعطیلات، در خرید لباسهای نو صرفهجویی کرد.