kürzen
کوتاه کردن، ساده کردن، کم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas kürzen)
کاهش دادن طول، زمان، مقدار یا اندازه چیزی.
- Wir müssen den Text für die Veröffentlichung kürzen.ما باید متن را برای انتشار کوتاه کنیم.
- Der Film wurde für das Fernsehen stark gekürzt.فیلم برای تلویزیون به شدت کوتاه شده بود.
2
Akkusativ (jemanden / etwas kürzen)
ساده کردن یک کسر ریاضی با تقسیم صورت و مخرج بر بزرگترین مقسومعلیه مشترک.
- Kannst du diesen Bruch bitte kürzen?میتوانی این کسر را ساده کنی؟
- Der Mathematiklehrer erklärte, wie man Brüche kürzt.معلم ریاضی توضیح داد که چگونه کسرها را ساده کنیم.
3
Akkusativ (jemanden / etwas kürzen)
کاهش دادن بودجه، حقوق، هزینهها یا کمکها.
- Die Regierung plant, die Sozialleistungen zu kürzen.دولت قصد دارد مزایای اجتماعی را کاهش دهد.
- Wegen der schlechten Wirtschaftslage müssen wir das Budget kürzen.به دلیل وضعیت بد اقتصادی، باید بودجه را کاهش دهیم.