küss die Hand
دستبوسم، عرض ادب و ارادت، بسیار سپاسگزارم
Bedeutungen
1
عبارت احوالپرسی و ادای احترام بسیار مؤدبانه، سنتی و دلنشین (بهویژه در اتریش و وین، اغلب خطاب به بانوان) در هنگام سلام یا خداحافظی، به معنای «دست شما را میبوسم» یا «عرض ارادت دارم».
- Der ältere Herr zog höflich seinen Hut und sagte: „Küss die Hand, gnädige Frau!آقای مسن با احترام کلاهش را برداشت و گفت: «عرض ارادت دارم (دستبوسم)، بانوی گرامی!
- In einem traditionellen Wiener Kaffeehaus wird man vom Ober oft noch mit „Küss die Hand“ begrüßt.در یک قهوهخانهٔ سنتیِ وین، پیشخدمت اغلب هنوز با عبارت «دستبوسم (خوش آمدید)» به مهمانان خوشامد میگوید.
- Beim Abschied verneigte er sich lächelnd vor der Gastgeberin und rief: „Küss die Hand und auf Wiedersehen!هنگام خداحافظی با لبخند در برابر بانوی میزبان سر خم کرد و گفت: «عرض ادب و به امید دیدار!
2
در زبان گفتاریِ اتریشی و جنوب آلمان برای ابراز تشکر و قدردانیِ صمیمانه در برابر لطف یا هدیهٔ کسی، به معنای «دستت درد نکند» یا «بسیار ممنونم».
- Du hast mir den schweren Koffer bis in den dritten Stock getragen – küss die Hand, vielen Dank!چمدان سنگین را برایم تا طبقهٔ سوم بالا آوردی؛ دستت درد نکند، بسیار سپاسگزارم!
- Hier ist Ihr verlorener Schlüsselbund.“ – „Oh, küss die Hand, Sie haben mir den Tag gerettet!بفرمایید، این دستهکلیدِ گمشدهٔ شماست.» – «اوه، دستبوسم (بسیار ممنونم)، روز مرا نجات دادید!
- Für diese schnelle und freundliche Hilfe sage ich herzlich: Küss die Hand!بابت این کمک سریع و صمیمانه، از ته دل میگویم: دستتان درد نکند!