küstennah
نزدیک به ساحل، ساحلی
Bedeutungen
1
واقع در فاصله نزدیک از خط ساحلی دریا یا اقیانوس.
- Das Hotel liegt sehr küstennah und bietet einen tollen Meerblick.هتل بسیار نزدیک به ساحل قرار دارد و منظره دریای فوقالعادهای ارائه میدهد.
- Wir suchen ein kleines Haus in küstennaher Lage.ما به دنبال خانهای کوچک در موقعیتی نزدیک به ساحل هستیم.
- Die küstennahe Bebauung muss strenge Umweltauflagen erfüllen.ساختوسازهای نزدیک به ساحل باید الزامات سختگیرانه زیستمحیطی را رعایت کنند.