فعل
تلگراف کردن، با کابل مخابره کردن
معانی و تعاریف kabeln:
- با کابل متصل کردن یا ارتباط برقرار کردن
- تلگراف فرستادن (معنای قدیمی و کمتر رایج)
جملات نمونه برای kabeln:
„‚Zunehmende Panik in Regierungskreisen‘, ''kabelte'' das CIA-Büro am 8. Juni aus Guatemala.“
دفتر سیا در ۸ ژوئن از گواتمالا تلگراف کرد: «افزایش وحشت در محافل دولتی».
Wir müssen das neue Gerät noch an das Netzwerk kabeln.
ما هنوز باید دستگاه جدید را به شبکه کابلکشی کنیم.
Der Techniker kam, um die Wohnung neu zu kabeln.
تکنسین آمد تا سیمکشی (کابلکشی) آپارتمان را از نو انجام دهد.