kacheln

Aussprache: /ˈkaxl̩n/
Wortzerlegung: ka·cheln
فعل

کاشی‌کاری کردن، با سرعت رانندگی کردن (عامیانه)

Beispiele

  • Das Bad musste neu ''gekachelt'' werden.حمام باید دوباره کاشی‌کاری می‌شد.
  • Er ''kachelt'' immer so durch die Kurven, dass er sicher mal im Graben landen wird.او همیشه با چنان سرعتی از پیچ‌ها می‌گذرد که مطمئناً یک روز در گودال سقوط خواهد کرد.
  • Volker ''kachelte'' vorneweg, mit dem Kinn in Lenkerhöhe, wie üblich, um den Luftwiderstand zu verringern.فولکر با چانه‌اش در ارتفاع فرمان، مثل همیشه برای کاهش مقاومت هوا، جلوتر می‌راند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با کاشی پوشاندن، کاشی‌کاری کردن

  • Wir müssen das Badezimmer neu kacheln.ما باید حمام را دوباره کاشی‌کاری کنیم.
  • Der Handwerker hat die Wand schnell gekachelt.صنعتگر دیوار را سریع کاشی زد.