kaisertreu

Aussprache: /ˈkaɪ̯zɐˌtrɔɪ̯/
Worttrennung: kai·ser·treu
صفت

وفادار به امپراتور، وفادار به شاه

Bedeutungen

1

کسی که وفاداری و تعهد عمیقی نسبت به امپراتور یا پادشاه خود نشان می‌دهد.

  • Die Soldaten waren kaisertreu und kämpften bis zum letzten Mann.سربازان وفادار به امپراتور بودند و تا آخرین نفر جنگیدند.
  • Er war ein kaisertreuer Beamter, der die Befehle seines Monarchen bedingungslos befolgte.او یک مقام وفادار به امپراتور بود که دستورات پادشاه خود را بی‌قید و شرط اجرا می‌کرد.
  • Die kaisertreue Adelige musste nach der Revolution ins Exil gehen.اشراف‌زاده وفادار به امپراتور مجبور شد پس از انقلاب به تبعید برود.