فعل
قُدقُد کردن (مرغ) / پرحرفی کردن (غیررسمی)
معانی و تعاریف kakeln:
- (مرغ) قدقد کردن، سروصدا کردن
- (عامیانه، تحقیرآمیز) وراجی کردن، پچپچ کردن، زیاد حرف زدن
جملات نمونه برای kakeln:
„Zwei Hühner, eine grobe, eine feine Stimme, ''kakelten'' auf dem Hühnerhof unter dem Fenster. “
„دو مرغ، یکی با صدای زمخت و دیگری با صدای ظریف، در حیاط مرغدانی زیر پنجره قدقد میکردند.“
Die Hühner kakeln laut im Stall.
مرغها در مرغدانی با صدای بلند قدقد میکنند.
Ich höre die Hühner schon seit einer Stunde kakeln.
من یک ساعت است که صدای قدقد مرغها را میشنوم.