kalandrieren
کالندر کردن, صاف کردن با غلتک
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas kalandrieren)
در صنعت، مواد (مانند کاغذ، پارچه، پلاستیک) را از طریق غلتکهای داغ و تحت فشار عبور دادن تا صاف، براق یا فشرده شوند.
- Die Textilfabrik kalandriert den Stoff, um ihm Glanz zu verleihen.کارخانه نساجی پارچه را کالندر میکند تا به آن درخشندگی بدهد.
- Papier wird oft kalandriert, um eine glatte Oberfläche zu erhalten.کاغذ اغلب برای به دست آوردن سطحی صاف، کالندر میشود.