kaltblütig
خونسرد، بیرحم
Bedeutungen
1
کسی که در شرایط سخت یا هنگام ارتکاب جرم، آرامش خود را حفظ کرده و احساسات کمی از خود نشان میدهد؛ بیاحساس، بیرحم.
- Der Täter ging kaltblütig vor und hinterließ keine Spuren.قاتل با خونسردی عمل کرد و هیچ ردی از خود باقی نگذاشت.
- Sie reagierte auf die schlechte Nachricht erstaunlich kaltblütig.او به خبر بد به طرز شگفتانگیزی خونسردانه واکنش نشان داد.
- Es war eine kaltblütige Tat, die viele Menschen schockierte.این یک عمل بیرحمانه بود که بسیاری از مردم را شوکه کرد.
2
در زیستشناسی، به جانورانی گفته میشود که دمای بدنشان با دمای محیط اطرافشان تغییر میکند (مانند خزندگان و دوزیستان).
- Echsen sind kaltblütige Tiere, die sich in der Sonne aufwärmen müssen.مارمولکها حیوانات خونسردی هستند که باید خود را در آفتاب گرم کنند.
- Fische sind ebenfalls kaltblütige Lebewesen.ماهیها نیز موجودات خونسرد هستند.
- Die Körpertemperatur von kaltblütigen Tieren ist nicht konstant.دمای بدن حیوانات خونسرد ثابت نیست.