kaltlassen
بیتفاوت گذاشتن، اهمیتی نداشتن برای
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا حادثهای هیچ حس، احساس یا واکنشی در کسی ایجاد نکردن
- Seine schlechte Kritik lässt mich völlig kalt.انتقاد بد او برای من اصلاً اهمیتی ندارد (مرا کاملاً بیتفاوت میگذارد).
- Das Leid der Menschen kann niemanden kaltlassen.رنج مردم نمیتواند هیچکس را بیتفاوت بگذارد.