kaltstellen

Aussprache: /ˈkaltˌʃtɛlən/
Wortzerlegung: kalt·stel·len
فعل

سرد کردن، بی‌اثر/کنار گذاشتن (رقیب سیاسی یا کاری)

Bedeutungen

1 Akkusativ

خنک کردن نوشیدنی‌ها و غذا در مکان سرد (املا به‌صورت سرهم)

  • Stell den Wein bitte schon mal kalt.لطفاً شراب را از قبل خنک کن.
  • Die Flaschen wurden im Eiseimer kaltgestellt.بطری‌ها در سطل یخ خنک شدند.
2 Akkusativ

محروم کردن رقیب سیاسی یا کاری از قدرت، از صحنه خارج کردن و بی‌اثر ساختن او (مجازی)

  • Der Politiker wurde von seinen eigenen Parteikollegen kaltgestellt.آن سیاستمدار توسط هم‌حزبی‌های خودش از صحنه خارج (منزوی) شد.
  • Man hat den Kritiker im Unternehmen kaltgestellt.منتقد را در شرکت بی‌اثر و کنار گذاشتند.