kaltstellen
سرد کردن، بیاثر/کنار گذاشتن (رقیب سیاسی یا کاری)
Bedeutungen
1
Akkusativ
خنک کردن نوشیدنیها و غذا در مکان سرد (املا بهصورت سرهم)
- Stell den Wein bitte schon mal kalt.لطفاً شراب را از قبل خنک کن.
- Die Flaschen wurden im Eiseimer kaltgestellt.بطریها در سطل یخ خنک شدند.
2
Akkusativ
محروم کردن رقیب سیاسی یا کاری از قدرت، از صحنه خارج کردن و بیاثر ساختن او (مجازی)
- Der Politiker wurde von seinen eigenen Parteikollegen kaltgestellt.آن سیاستمدار توسط همحزبیهای خودش از صحنه خارج (منزوی) شد.
- Man hat den Kritiker im Unternehmen kaltgestellt.منتقد را در شرکت بیاثر و کنار گذاشتند.