kalzinieren
کلسینه کردن، حرارت دادن برای جدا کردن مواد فرّار
Beispiele
- Mit dem Ziel, sein Eisen zu ''kalzinieren'', entzündete und schürte er ein großes Feuer.با هدف کلسینه کردن آهن خود، آتش بزرگی را روشن و شعلهور کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کلسینه کردن، تکلیس کردن (در شیمی: حرارت دادن مادهای تا دمای بالا برای حذف رطوبت یا تغییر ترکیب شیمیایی)
- Das Erz wird bei hohen Temperaturen kalziniert, um Verunreinigungen zu entfernen.سنگ معدن در دماهای بالا کلسینه میشود تا ناخالصیها از بین بروند.
- In der Zementherstellung wird Kalkstein kalziniert.در تولید سیمان، سنگ آهک کلسینه میشود.