zupassekommen
به کار آمدن، مناسب بودن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem)
در زمان یا موقعیت مناسب به درد خوردن و مفید واقع شدن.
- Das Angebot kommt mir gerade zupasse.این پیشنهاد دقیقاً به کار من میآید.
- Diese Gelegenheit kommt uns sehr zupasse.این فرصت بسیار به موقع و مناسب ماست.