hervorkommen

Aussprache: /hɛrˈfoːrˌkɔmən/
Worttrennung: her·vor·kom·men
فعل

پدیدار شدن، بیرون آمدن از مخفیگاه

Bedeutungen

1 hinter/unter/aus + Dativ

از جایی که پنهان بوده (مانند پشت چیزی، زیر چیزی، یا در داخل مکانی) بیرون آمدن و قابل مشاهده شدن.

  • Der Mond kam hinter den Wolken hervor.ماه از پشت ابرها بیرون آمد.
  • Ein kleines Tier kam aus seinem Bau hervor.حیوان کوچکی از لانه خود بیرون آمد.
2 ohne Präposition

به وجود آمدن، پدیدار شدن یا شروع شدن (معمولاً در مورد مشکلات، بیماری‌ها یا پدیده‌ها).

  • Diese Krankheit kann aus einer Infektion hervorkommen.این بیماری می‌تواند ناشی از یک عفونت باشد.
  • Solche Probleme kommen oft aus mangelnder Kommunikation hervor.چنین مشکلاتی اغلب ناشی از ارتباطات ناکافی پدید می‌آیند.