kampeln
(منطقهای) دعوا کردن (شوخی)، شانه زدن (با شانه درشت)
Bedeutungen
1
mit + Dativ
(عامیانه، عمدتاً در جنوب آلمان و اتریش) با کسی دعوا کردن یا مشاجره لفظی داشتن.
- Die Kinder kampelten sich um das Spielzeug.بچهها بر سر اسباببازی با هم دعوا میکردند.
- Er kampelt sich oft mit seinen Nachbarn.او اغلب با همسایگانش مشاجره میکند.