kampfunfähig
از کار افتاده، ناتوان از نبرد
Bedeutungen
1
ناتوان از ادامه مبارزه یا جنگیدن به دلیل جراحت، خستگی شدید یا دلایل دیگر.
- Nach dem schweren Treffer war der Soldat kampfunfähig.سرباز پس از اصابت ضربه سنگین، ناتوان از نبرد بود.
- Der verletzte Boxer wurde nach der dritten Runde kampfunfähig erklärt.بوکسور مصدوم پس از راند سوم، ناتوان از ادامه مبارزه اعلام شد.
- Ein starker Sturm machte das Schiff kampfunfähig.طوفان شدید کشتی را از کار انداخت.