kannelieren
شیاردار کردن، کنگرهدار کردن (به ویژه در ستونها)
Beispiele
- Die Seiten der oberen Platte sind wie eine antike Säule ''kanneliert''.صفحات بالایی مانند یک ستون باستانی شیاردار شدهاند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(معماری، نجاری) شیار یا کنگره ایجاد کردن در یک ستون، سطح یا شیء.
- Die Säulen des Tempels wurden kunstvoll kanneliert.ستونهای معبد به طرز هنرمندانهای شیاردار شده بودند.
- Man kann Holz auch mit speziellen Werkzeugen kannelieren.میتوان چوب را نیز با ابزارهای خاصی شیاردار کرد.