kennen
شناختن، بلد بودن، آشنایی داشتن
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (Akkusativ) kennen
با کسی، مکانی یا چیزی آشنا بودن و درباره آن شناخت یا اطلاعات قبلی داشتن
- Ich kenne diesen Mann nicht.من این مرد را نمیشناسم.
- Kennst du Berlin?آیا برلین را میشناسی؟
2
etwas (Akkusativ) kennen
دانستن، بلدی یا مهارت در مورد واژگان، قوانین، موضوعات یا جزئیات خاص
- Sie kennt viele deutsche Wörter.او کلمات آلمانی زیادی بلد است.
- Er kennt die Regeln des Spiels sehr gut.او قوانین بازی را خیلی خوب میشناسد (بلد است).