kapieren

Aussprache: /kaˈpiːʁən/
Wortzerlegung: ka·pie·ren
فعل

گرفتن مطلب، فهمیدن، دو زاری‌اش جا افتادن

Beispiele

  • Dieser Idiot ''kapiert'' rein gar nichts.این احمق اصلاً هیچ‌چیزی را نمی‌فهمد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(محاوره) فهمیدن، درک کردن، متوجه شدن (اغلب با این مفهوم که بالاخره چیزی دشوار را فهمیدن)

  • Hast du das kapiert?متوجه شدی؟
  • Ich kapiere einfach nicht, was er meint.من اصلاً نمی‌فهمم منظورش چیست.