kaputtarbeiten
خود را از کار زیاد داغون و بیمار کردن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ)
با کار مفرط و بیرویه به سلامت جسمی یا روحی خود آسیب زدن
- Er arbeitet sich in diesem Job noch völlig kaputt.او در این شغل خودش را کاملاً از پا میاندازد و بیمار میکند.
- Sie hat sich jahrelang kaputtgearbeitet und hat nun einen Burnout.او سالها خود را با کار زیاد داغون کرد و اکنون دچار فرسودگی شغلی شده است.