فعل
شانه زدن پشم / حلاجی کردن
معانی و تعاریف karden:
- پشم یا الیاف دیگر را با شانه مخصوص (کارد) برای ریسیدن آماده کردن؛ حلاجی کردن.
جملات نمونه برای karden:
Die Baumwolle muss ''gekardet'' werden, damit das Tuch schön glatt wird.
پنبه باید حلاجی شود تا پارچه زیبا و صاف شود.
Die Bäuerin kardet die Wolle, bevor sie sie spinnt.
کشاورز زن پشم را قبل از ریسیدن حلاجی میکند.
Das Karden von Baumwolle ist ein wichtiger Schritt in der Textilherstellung.
حلاجی کردن پنبه یک مرحله مهم در تولید منسوجات است.