kargten

Aussprache: /ˈkaʁktn̩/
Wortzerlegung: karg·ten
Konjugierte Form

آنها خسیس بودند، صرفه‌جویی کردند

Bedeutungen

1 Subjekt (Nominativ)

به دلیل کمبود منابع، با سختی و تنگدستی زندگی کردن، از نظر مالی یا مادی در مضیقه بودن.

  • Die Familie kargte nach dem Verlust des Arbeitsplatzes des Vaters jahrelang.خانواده پس از از دست دادن شغل پدر، سال‌ها با سختی زندگی کرد.
  • In der Nachkriegszeit mussten viele Menschen mit dem Nötigsten auskommen und kargen.در دوران پس از جنگ، بسیاری از مردم مجبور بودند با حداقل‌ها زندگی کنند و با سختی بسازند.
2 mit etwas (Dativ)

در استفاده از چیزی بسیار صرفه‌جویی کردن، به سختی و با اکراه چیزی را به کار بردن یا بخشیدن.

  • Er kargte mit Lob und Anerkennung, selbst wenn die Leistung außergewöhnlich war.او در تعریف و تمجید، حتی زمانی که عملکرد استثنایی بود، بسیار صرفه‌جویی می‌کرد.
  • Die Gemeinde kargte mit öffentlichen Mitteln für kulturelle Projekte.شهرداری در تخصیص بودجه عمومی برای پروژه‌های فرهنگی بسیار صرفه‌جویی می‌کرد.