kariös

Aussprache: /kaʁiˈøːs/
Worttrennung: ka·ri·ös
صفت

پوسیده (دندان)

Bedeutungen

1

پوسیده یا آسیب‌دیده در اثر پوسیدگی، به ویژه در مورد دندان‌ها.

  • Der Zahnarzt entdeckte ein kleines kariöses Loch.دندانپزشک یک حفره کوچک پوسیده را کشف کرد.
  • Kariöse Zähne können schmerzhaft sein.دندان‌های پوسیده می‌توانند دردناک باشند.
  • Die regelmäßige Zahnpflege beugt kariösen Stellen vor.مراقبت منظم از دندان از ایجاد نقاط پوسیده جلوگیری می‌کند.