ankarren
حمل کردن (با وسیله نقلیه)، آوردن (مقدار زیاد)
Beispiele
- Mit Bussen ''hat'' man Schaulustige sogar aus Holland, Belgien und Deutschland ''angekarrt.با اتوبوس حتی تماشاگران را از هلند، بلژیک و آلمان حمل کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با گاری، چرخ دستی یا وسیله نقلیه مشابه به جایی آوردن یا حمل کردن.
- Sie karrten die Steine zum Bauplatz an.آنها سنگها را با گاری به محل ساخت و ساز آوردند.
- Der Bauer karrt das Heu mit dem Traktor an.کشاورز یونجه را با تراکتور حمل میکند.
2
Akkusativ
موتور یا وسیله نقلیهای را به سختی یا با کمک دستی به راه انداختن.
- Er musste den alten Motor mühsam ankarren.او مجبور شد موتور قدیمی را به سختی به راه اندازد.
- Kannst du mir helfen, das Moped anzukarren?میتوانی کمکم کنی تا موتور گازی را روشن کنم؟