ankarren

Aussprache: /ˈanˌkaʁən/
Wortzerlegung: an·kar·ren
فعل

حمل کردن (با وسیله نقلیه)، آوردن (مقدار زیاد)

Beispiele

  • Mit Bussen ''hat'' man Schaulustige sogar aus Holland, Belgien und Deutschland ''angekarrt.با اتوبوس حتی تماشاگران را از هلند، بلژیک و آلمان حمل کردند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با گاری، چرخ دستی یا وسیله نقلیه مشابه به جایی آوردن یا حمل کردن.

  • Sie karrten die Steine zum Bauplatz an.آنها سنگ‌ها را با گاری به محل ساخت و ساز آوردند.
  • Der Bauer karrt das Heu mit dem Traktor an.کشاورز یونجه را با تراکتور حمل می‌کند.
2 Akkusativ

موتور یا وسیله نقلیه‌ای را به سختی یا با کمک دستی به راه انداختن.

  • Er musste den alten Motor mühsam ankarren.او مجبور شد موتور قدیمی را به سختی به راه اندازد.
  • Kannst du mir helfen, das Moped anzukarren?می‌توانی کمکم کنی تا موتور گازی را روشن کنم؟