herankarren

Aussprache: /ˈheːɐ̯ˌkaʁn̩/
Worttrennung: her·an·kar·ren
فعل

با گاری آوردن، حمل کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas herankarren)

چیزی را با زحمت و سختی (معمولاً از راه دور) حمل کردن یا آوردن، اغلب با استفاده از وسیله نقلیه مانند گاری.

  • Sie karren die Möbel für den Umzug heran.آنها مبلمان را برای اسباب‌کشی می‌آورند.
  • Der Bauer karrt das Getreide vom Feld heran.کشاورز غلات را از مزرعه حمل می‌کند.