فعل
با گاری بردن/کشیدن، حمل کردن (با زحمت)
معانی و تعاریف karren:
- چیزی را با گاری یا با زحمت زیاد حمل کردن
جملات نمونه برای karren:
Sie ''karrten'' das Getreide zur Mühle.
آنها غلات را به آسیاب بردند.
Die Wähler ''wurden'' zur Urne ''gekarrt''.
رایدهندگان به زور به پای صندوقهای رأی کشانده شدند.
Sie mussten die schweren Säcke den ganzen Weg karren.
آنها مجبور بودند کیسههای سنگین را تمام راه حمل کنند.