karren

Aussprache: /ˈkaʁən/
Wortzerlegung: kar·ren
فعل

با گاری بردن/کشیدن، حمل کردن (با زحمت)

Beispiele

  • Sie ''karrten'' das Getreide zur Mühle.آنها غلات را به آسیاب بردند.
  • Die Wähler ''wurden'' zur Urne ''gekarrt''.رای‌دهندگان به زور به پای صندوق‌های رأی کشانده شدند.

Bedeutungen

1 etwas + Akkusativ

چیزی را با گاری یا با زحمت زیاد حمل کردن

  • Sie mussten die schweren Säcke den ganzen Weg karren.آنها مجبور بودند کیسه‌های سنگین را تمام راه حمل کنند.
  • Der Bauer karrte das Heu vom Feld zum Hof.کشاورز یونجه را از مزرعه به حیاط حمل کرد.